<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های نوین سیاست جغرافیایی</title>
    <link>https://nrpg.lu.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های نوین سیاست جغرافیایی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تأثیر رقابت&amp;lrm;های مکانی بر توزیع فضایی آرا (نمونه‌پژوهی: حوزه انتخابیه شهریار، ملارد و شهر قدس)</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_733565.html</link>
      <description>مکان، کانون علم جغرافیا و بازتاب فرهنگ در محیط است. حضور فرد در مکان به بروز تعلق و دلبستگی مکانی می‌انجامد. تعلق مکانی مسئولیت&amp;amp;lrm;آور است؛ افراد را به فراخور رخدادها و دگرگونی&amp;amp;rlm;های محیط به کنشگری وامی‌دارد. رأی‌دهی به‌عنوان رخدادی سیاسی، نقشی اساسی در بازتاب هویت‌های مکانی رأی‌دهندگان دارد. ایران، متأثر از موقعیت جغرافیایی و رخدادهای تاریخی، تنوع گسترده‌ای در هویت‌های مکانی داشته است. در این میان، انتخابات مجلس شورای اسلامی عرصه‌ای برای آشکارشدن این تنوع و در نتیجه پیدایش الگوهای فضایی متنوع برخاسته از تعلق مکانی رأی‌دهندگان است. در این میان، حوزه انتخابیه شهرستان‌های شهریار، ملارد و شهر قدس که بیشینه ساکنان آن مهاجر هستند، مبنای بررسی بازتاب تعلق مکانی رأی‌دهندگان در انتخابات مجلس قرار گرفته است. روش&amp;amp;lrm;شناسی حاکم بر پژوهش کاربردی حاضر، ماهیت توصیفی-تحلیلی دارد و اطلاعات مورد نیاز آن به روش کتابخانه‌ای (مطالعه کتب و مقالات) و پیمایشی (استفاده از پرسش‌نامه) گرد‌آوری شده است. آزمون‌های آماری مورد استفاده تحقیق t-test و ANOVA به طور معناداری تفاوت در الگوهای رأی‌دهی بین شهرستان‌های شهریار، ملارد و شهر قدس را تأیید کردند. نتایج پژوهش نشان داد که تعلق مکانی در قالب رقابت مکانی، به‌ویژه در نواحی با تنوع فرهنگی و اجتماعی بالا، می‌تواند چالش‌های جدیدی در برنامه‌ریزی‌های سیاسی و مدیریت انتخابات ایجاد کند. همچنین توجه به ویژگی&amp;amp;lrm;‌های مکانی و هویتی در برنامه‌ریزی‌های انتخاباتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. نتایج این پژوهش بر هویت&amp;amp;lrm;های مکانی در قالب تعارضات مکانی متأثر از روابط اجتماعی و اقتصادی که به ناهمگونی آرا می‌انجامد، اشاره دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر جدایی طلبی و تجزیه سرزمینی کشورها در نقشه سیاسی جهان (مطالعه موردی : قاره اروپا)</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_733559.html</link>
      <description>از سال 1648 که معاهده وستفالی در آلمان منعقد شد و حاکمیت کشورها از پادشاهان به مردم و سرزمین منتقل گردید تا حال حاضر شاهد تغییرات گسترده ای در نقشه سیاسی کشورها و قبض وبسط هندسه سرزمینی در جهان بوده ایم. از آلمان که از 355 واحد خودمختار تشکیل شده بود و بعدها به یک کشور واحد بعد از جنگ سرد تبدیل گردید تا تجزیه امپراتوری عثمانی و فروپاشی شوروی، این قبض وبسط نقشه سیاسی جهان، مشاهده می شود. در بعد از جنگ جهانی دوم و ظهور ناسیونالسیم و مهین پرستی، نواحی متعددی در جهان و درون کشورها، داعیه جدایی طلبی و تجزیه شدن را از سرزمین اصلی و مستقل شدن داشته اند. نمونه اخیر آن ایالت کاتولونیا در اسپانیا بود که با یک رفراندم درخواست مردم این سرزمین به حکومت اسپانیا اعلام شد ولی به دلیل عدم حمایت دولت اسپانیا و دولتهای دیگر به ویژه اروپا از این رفراندم، این درخواست مردم کاتولونیا به منصه ظهور نرسید. این مقاله با روش و ماهیت توصیفی- تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای و سایتهای اینترنتی، به دنبال تحلیل جدایی طلبی برخی نواحی درون کشورها و تغییرات ایجاد شده در نقشه سیاسی جهان است. نتایج تحقیق نشان می دهند که از جمله دلایل جدایی طلبی درون کشورهای قاره اروپا، قومیت گرایی، انزوای سیاسی و اقتصادی ناحیه جدایی-طلب، خیزش نخبه گان ناحیه جدایی طلب، دخالت قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای در تهییج افکار عمومی ناحیه جدایی طلب و ... می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیوند هیدروپلیتیک و امنیت انسانی در حوضه آبریز دجله و فرات: رویکردی مبتنی بر آمایش سرزمین</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_733560.html</link>
      <description>حوضه آبریز دجله-فرات، به عنوان یکی از مهم&amp;amp;rlm;ترین منابع آب سطحی مشترک در خاورمیانه، نقش حیاتی در تأمین آب شرب، کشاورزی و تولید انرژی کشورهای ترکیه، سوریه و عراق دارد. این حوضه به دلیل توسعه پروژه&amp;amp;rlm;های بزرگ سدسازی، توزیع نامتوازن منابع آبی و تغییرات اقلیمی، با چالش&amp;amp;rlm;های جدی هیدروپلیتیکی روبه&amp;amp;rlm;رو است که پیامدهای گسترده&amp;amp;rlm;ای بر امینت انسانی علی&amp;amp;rlm;الخصوص در ابعاد معیشتی، زیست&amp;amp;rlm;محیطی و اجتماعی برجای می&amp;amp;rlm;گذارد. سؤال اصلی پژوهش این است که پویش&amp;amp;rlm;های هیدروپلیتیکی در حوضه آبریز دجله-فرات چه تأثیری بر امنیت انسانی دارند و چه راهکارهایی از منظر آمایش سرزمین می&amp;amp;rlm;توان برای مدیریت منابع آب مشترک ارائه کرد؟ فرضیه پژوهش بر این است که عدم وجود ساختارهای همکاری&amp;amp;rlm; مؤثر منطقه&amp;amp;rlm;ای و مدیریت ناکافی منابع آب، موجب تشدید بحران&amp;amp;rlm;های امنیت انسانی در این حوضه شده و رویکرد آمایش سرزمین می&amp;amp;rlm;تواند به کاهش این بحران&amp;amp;rlm;ها و مدیریت بهینه منابع آب کمک کند. پژوهش حاضر با بهره&amp;amp;rlm;گیری از روش کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تحلیل اسناد معتبر، درک عمیق‌تری از در هم تنیدگی ارتباط هیدروپلیتیک با امنیت انسانی و آمایش سرزمین ارائه می&amp;amp;rlm;دهد. یافته‌های پژوهش نشان می&amp;amp;rlm;دهد که استفاده یک&amp;amp;rlm;جانبه از منابع آب و ضعف سازوکارهای همکاری میان کشورهای حوضه آبریز دجله-فرات، امنیت انسانی را به‌ویژه در مناطق پایین‌دست تضعیف کرده است. بر این اساس، اتخاذ رویکرد آمایش سرزمین و مدیریت یکپارچه منابع آب مشترک، می‌تواند به کاهش تنش‌های هیدروپلیتیکی و ارتقای امنیت انسانی در حوضه آبریز دجله-فرات منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و ارزیابی مرکزگریزی اقوام ایرانی</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_733561.html</link>
      <description>یکی از پایه‌های پیدایش کشور، ملت است و ملت‌ها فرایند جریان ملت‌سازی هستند. ملت‌سازی مرحله تکاملی برای هویت‌بخشی یک واحد سیاسی است. در جریان ملت‌سازی، اقوام ضمن حفظ بخشی از هویت‌های معنوی و آیینی خود، در پیدایش مفهومی فراگیر و در یک فضای گسترده‌تر مشارکت می‌کنند و قلمرو ملی را پدید می‌آورند. عملکرد حکومت به عنوان سازمان‌دهنده و مدیریت‌کننده سرزمین در قوام فرایند ملت‌سازی تعیین کننده است. هر اندازه عملکرد مثبتی داشته باشد، اقوام در مسیر مرکزگرایی هستند؛ در غیر این صورت در مسیر مرکزگریزی حرکت خواهند کرد. ایران یکی از کشورهایی است که اقوام تشکیل‌دهنده آن متنوع هستند. مشارکت اقوام ایرانی در پایداری کشور یک ویژگی مثبت برای آنها بوده است؛ اما به دلیل فراگیر نشدن توسعه و عدالت، اکنون در مواردی شاهد بروز مرکزگریزی در میان برخی از اقوام هستیم. مشکل مرکزگریزی در اقوام ایرانی، چالشی است که قوام ملت‌سازی را تهدید می‌کند و موضوع این پژوهش است. یافته‌های این پژوهش که از نوع تحلیلی-علی است، و به شیوه کتابخانه&amp;amp;lrm;ای و با استفاده از مدل سوات انجام شده، تأکید دارد که مرگزکریزی اقوام ایرانی از عملکرد حکومت تأثیر می&amp;amp;lrm;پذیرد. عدم تحقق برنامه‌های توسعه، گسترش رفاه و عدم بازتولید عدالت از مهم‌ترین علت‌های مرکزگریزی در میان اقوام ایرانی بوده است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل ژئوپولیتیکی مؤثر بر سیاست خارجی ایران و عربستان در قبال افغانستان ۲۰۰۱ - ۲۰۲۱</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_733562.html</link>
      <description>موقعیت ژئوپولیتیکی افغانستان و حضور نیروهای بین‌المللی از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱، این کشور را به یکی از نقاط مهم در سیاست منطقه‌ای تبدیل کرد. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل ژئوپولیتیکی مؤثر بر سیاست خارجی ایران و عربستان سعودی در قبال افغانستان، با بهره‌گیری از نظریه‌ واقع‌گرایی سازه‌انگار&amp;amp;nbsp; و روش تحلیل مضمون انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق این است که بنیادی‌ترین مسایل در کانون ژئوپولیتیک سیاست خارجی ایران و عربستان در قبال افغانستان دارای چه مؤلفه‌هایی بوده‌اند. حجم نمونه شامل هشت مقاله علمی منتخب بر اساس سه معیار بازه زمانی، ارتباط موضوعی و کیفیت پژوهش بود. یافته‌ها نشان داد که سیاست خارجی ایران تحت تأثیر چهار مضمون اصلیِ امنیت مرزی، اهمیت زبان فارسی و حقوق شیعیان، حضور نیروهای خارجی به‌ویژه آمریکا و ناتو، و رقابت منطقه‌ای با عربستان بر سر مرکزیت جهان اسلام شکل گرفته است. در مقابل، سیاست خارجی عربستان سعودی نیز بر چهار عاملِ موقعیت ژئوپولیتیکی افغانستان، گرایش به نفوذ مذهبی و ایدئولوژیک، رقابت منطقه‌ای با ایران و سیاست اقتصادی استوار بوده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که سیاست خارجی دو کشور در قبال افغانستان، تلفیقی از منافع راهبردی، هویتی و امنیتی را دنبال می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نسبت ادراک محیطی و کنش سیاسی (مطالعه موردی حوزه ی انتخابیه مجلس شورای اسلامی شهریار، شهر قدس و ملارد)</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_733569.html</link>
      <description>انتخابات، به‌عنوان یکی از شاخص‌های اصلی نظام‌های دموکراتیک، مشارکت شهروندان را در تصمیم‌گیری‌های کلان و محلی تسهیل می‌کند. این فرآیند از طریق مشارکت شهروندان ممکن می‌گردد، مشارکتی که در آن شهروندان بر اساس عوامل متنوعی به نقش آفرینی می‌پردازند. دامنه تنوع گسترده است، اما به نظر می‌رسد از نظر جغرافیایی می‌توان بخشی از انگیزه مشارکت شهروندان را ناشی از حس مکان و ادراک محیطی آنان دانست. از این رو در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با تمرکز بر حوزه انتخابیه شهریار، شهر قدس و ملارد به بررسی تأثیر عوامل محیطی و جغرافیایی بر رفتار انتخاباتی و نحوه گزینش نامزدها پرداخته شود. در این چارچوب برای پیشبرد تحقیق از ترکیب روش‌های کمی و کیفی یاری گرفته شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که هویت بومی و همشهری بودن، نقش قابل‌توجهی در انتخاب نمایندگان مجلس در این حوزه انتخابیه دارد و همزمان مشکلات معیشتی و کمبود امکانات رفاهی باعث شده که وعده‌های اقتصادی نامزدها، اولویت رأی‌دهندگان را تشکیل دهد. بنابراین باید گفت که برای ارتقای سطح دموکراسی در این مناطق، تقویت پیوندهای محلی و رفع شکاف‌های اجتماعی ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی آسیب‌پذیری مراکز نظامی شهرستان دزفول بر اساس اصول و الزامات پدافند غیرعامل</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_733563.html</link>
      <description>با توجه به اینکه آسیب&amp;amp;rlm;پذیری مراکز حساس می&amp;amp;rlm;تواند خسارت&amp;amp;rlm;های جبران‌ناپذیری را به دنبال داشته باشد، یکی از ضرورت&amp;amp;rlm;های مهم، شناسایی نواحی آسیب&amp;amp;rlm;پذیر با تکیه بر اصول پدافند غیرعامل است. به همین منظور پژوهش حاضر با هدف ارزیابی آسیب&amp;amp;rlm;پذیری مراکز نظامی شهرستان دزفول بر اساس اصول پدافند غیرعامل انجام شده است. نوع پژوهش کاربردی و روش انجام آن نیز توصیفی- تحلیلی است. جمع‌آوری داده&amp;amp;rlm;ها با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و پرسشنامه تکمیلی توسط 10 نفر از خبرگان انجام شده است. در این پژوهش برای بررسی وضعیت آسیب&amp;amp;rlm;پذیری مراکز نظامی شهرستان دزفول، 14 شاخص در قالب 2 معیار کلی (انسانی و طبیعی - فیزیکی) مشخص و در ادامه با بهره&amp;amp;rlm;گیری از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی (AHP) ضریب اهمیت شاخص&amp;amp;rlm;ها مشخص شده است. در نهایت نیز با استفاده از نرم افزار Arc GIS و به&amp;amp;rlm;کارگیری ابزارهای مختلف، نقشه&amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm; پهنه&amp;amp;rlm;بندی میزان آسیب‌پذیری مراکز نظامی شهرستان دزفول تولید شد. نتایج آزمون میانگین نزدیکترین همسایگی نشان داد که از نظر الگوی توزیع فضایی، مراکز نظامی شهرستان دزفول به صورت خوشه&amp;amp;rlm;ای توزیع شده است. نتایج تحلیل ترکیبی GIS AHP- نشان داد نیمه&amp;amp;rlm;های شمالی و شرقی شهرستان دزفول بیشترین پهنه&amp;amp;rlm;های مستعد برای استقرار مراکز نظامی را در خود جای داده&amp;amp;rlm;اند. همچنین از مجموع 3 مرکز نظامی شهرستان دزفول، 1 مرکز در دسته مکان&amp;amp;rlm;های نامناسب و 2 مرکز نیز در دسته مکان&amp;amp;rlm;های کاملاً نامناسب قرار گرفته&amp;amp;rlm;اند. در یک جمع&amp;amp;rlm;بندی کلی می&amp;amp;rlm;توان گفت که از نظر میزان آسیب&amp;amp;rlm;پذیری، مراکز نظامی شهرستان دزفول در وضعیت نامناسبی قرار دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انقلاب‌‌جهانی و ژئوپلیتیک شرق و آسیای میانه ( ملاحظه‌ای بر رهیافت‌های رهبران انقلاب‌اکتبر)</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_733564.html</link>
      <description>انقلاب‌روسیه با توجه به نیروهای پیش‌برنده خود که متأثر از عقاید مارکسیستی بوده‌اند، دارای ماهیت فراملی و فرامرزی بوده است. انقلاب‌روسیه از دو جهت جنبه بین‌المللی داشت: از لحاظ ایدئولوژی جهان‌شمول آن و از این جهت که فرض انقلاب‌سوسیالیستی، این چشم‌انداز است که سعی در گسترش انقلاب داشته و تمام جهان را شامل شود؛ دیگری از این حیث که مانیفست‌کمونیستی ماهیت بین‌المللی دارد. این مرکزیت اندیشه در رهبر انقلابی را با تغییر جهت‌هایی در ساحت جغرافیا ردیابی شد که قطب‌نمای آن لزوم و حتمی بودن انقلاب جهانی و خارج ساختن انقلاب اکتبر از انزوا حتی با تغییر جهت و جابه‌جا کردن متناوب شرق و غرب در الگوی بین‌المللی انقلاب اکتبر بوده است. مسئله اصلی این پژوهش بررسی زمینه‌ها و چگونگی رهیافتهای نظری رهبران در توجه به شرق به عنوان ژئوپلیتیک جایگزین در راهبرد انقلاب‌جهانی است. توجه به شرق و کشورهای آسیایی به عنوان یک چرخش در رویکردهای رهبران‌انقلاب ردیابی شده است. نگارنده براین باور است که ساختار اجتماعی و مولفه‌های‌جغرافیایی و مسئله امنیت نقش بسزایی در شکل‌بندی نهایی مسئله ژئوپلیتیک در نزد رهبران‌انقلاب شوروی داشته‌است. مفروض پژوهش بر این اساس است که ساختار سیاسی و اجتماعی پایدار و نگرانی‌های تاریخی مردمان روسیه و انقلاب‌شوروی دغدغه مهمی برای تصمیم‌گیری&amp;amp;lrm;های کلان در نزد رهبران انقلابی و با الطبع توجه ویژه به شرق و کشورهای آسیای‌میانه داشته‌است. نامیدی از تحولات امیدبخش در راستای انقلاب‌‌جهانی در اروپاو کشورهای‌غربی باعث گردید تا کشورهای‌آسیایی به عنوان منبع تحولاتی همسو با نگرشهای بین‌المللی انقلاب در دستور کار قرارگیرد. روش پژوهش توصیفی&amp;amp;ndash; تحلیلی و روش گرداوری داده‌ها اسنادی&amp;amp;ndash; کتابخانه‌ای است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش رسانه های بین المللی در رویارویی ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا (غرب)</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_733566.html</link>
      <description>هنگامی که در مطالعات و بررسی‌های ساختارگرایانه، ژئوپلیتیک آمریکایی را مورد توجه قرار می‌دهیم، مقصود از آن، نقش‌آفرینی‌های قدرت آمریکایی در برتری‌خواهی‌های ژئوپلیتیکی و جهانی است.
در طول جنگ جهانی دوم، ایالات متحده آمریکا بر خلاف آلمان هیتلری، از دیدگاه ژئوپلیتیکی مبتنی بر درونگرایی برخوردار بود و تلاش کرد تا بعد از جنگ جهانی دوم، جای خود را از ژئوپلیتیک هژمونیک به مدیریت ژئوپلیتیک و حفظ وضع موجود در ترتیبات جهان تغییر دهد. 
در دوره سوم تاریخی، آمریکا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، قدرت را در جهان تک‌قطبی به دست گرفت. و تاکنون دیدگاه مسلط در جامعه نخبگان حزبی و سلسله مراتب بروکراتیک را در هیات حاکمه آمریکا پیگیری می‌کند.
دیدگاه مسلط آن است که آمریکا از فرصت طلایی تاریخی پیروزی لیبرال دموکراسی بر فاشیسم و کمونیسم می‌تواند بر اسلام سیاسی به عنوان آخرین دشمن لیبرال دموکراسی از طریق ابزارهای نرم سلطه با رویکرد قدرت فرهنگی و جاذبه‌های آمریکایی (رسانه‌ای) فائق شود.
در برهه‌ی فعلی نیز جمهوری اسلامی ایران، اسلام سیاسی را با الهام از مکتب حیات‌بخش اسلام پیگیری، و بر ارزش‌های هویتی و سیاسی آن تاکید و پایبندی مطلق دارد.
نتایج بررسی‌های این تحقیق با استفاده از مدل آنتروپی شانون نشان می‌دهد آمریکا در پیگیری استراتژی رسانه‌ای خود اولویت‌ها اتهام ایران به تروریسم و جمهوری اسلامی ایران نیز استراتژی‌های رسانه‌ای حمایت از جنبش‌های آزادی‌بخش را در نظام جهانی پیگیری می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر مهاجرت نخبگان</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_733567.html</link>
      <description>مهاجرت نخبگان از چالش‌هایی است کـه کشـورهای زیـادی بـا آن مواجـه هستند و از آن به عنوان یکی از مسائل آسیب‌زا در کشورها یاد می‌شـود؛ بنـابراین ارزیـابی علـل مهاجرت نخبگان امری ضروری است. هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیلی بر مهاجرت نخبگان است که به روش کتابخانه ای انجام شده است. داده ها و اطلاعات مورد نیاز از اسناد و مدارک موجود و پایگاه های اطلاعاتی گردآوری شد. طبق آمار دبیرخانه شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، بالغ بر چهار میلیون نفر ایرانی مقیم خارج از کشور هستند و به استناد داده های موجود&amp;amp;nbsp; روند مهاجرت نیروهای ماهر رو به افزایش است. افراد تحصیل‌کرده نیروهای خلاق برای تولید و فناوری هستند. این افراد عموماً در سن کار هستند؛ به گونه‌ای که بالاترین درصد ایرانیان مقیم آمریکا گروه سنی 25-64 سال تشکیل می‌دهند. چه بسا این افراد در زمان تحصیل در خارج، شرایط مناسبی برای اقامت دائم در آن کشور داشته اند؛ اما تحت تاثیر حس بازگشت به کشور، پس از مدتی، با شرایطی رو‌به‌رو می‌شوند که به ناچار در تصمیم خود تجدید نظر می‌کنند و مهاجرت را ترجیح می‌دهند، قابل تأمل و تعمق است، گرچه مقصد 68% دانشجویان ایرانی برای ادامه تحصیل کشورهای کانادا و فرانسه است؛ ولی بیشترین تعداد ایرانیان مقیم خارج در این دو کشور (کانادا و فرانسه) نیستند. بنابراین می‌توان اذعان نمود، آنچه که بیشتر باعث مهاجرت نخبگان می‌شود، عوامل دافعه داخل کشوراز جمله عدم ثبات اقتصادی، سوء مدیریت، عدم وجود طرح و برنامه مدون جذب نخبگان و... است، نه عوامل جاذبه خارج از کشور.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر گذار انرژی بر موازنه قدرت در خاورمیانه</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_733568.html</link>
      <description>گذار انرژی ، به‌عنوان فرآیندی جهانی برای کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی و حرکت به سمت منابع پایدار، تأثیرات گسترده‌ای بر موازنه قدرت در خاورمیانه دارد. این پژوهش با هدف بررسی این تأثیرات، به تحلیل چگونگی تغییر ساختار قدرت در منطقه‌ای می‌پردازد که به‌طور سنتی به منابع نفت و گاز وابسته بوده است. سؤال اصلی پژوهش این است که گذار انرژی چگونه بر موازنه قدرت در خاورمیانه اثر می‌گذارد؟ فرضیه مطرح‌شده این است که این گذار با کاهش قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی کشورهای نفت‌خیز (مانند عربستان سعودی و ایران)، به تضعیف هژمونی سنتی آن‌ها و تقویت بازیگران جدید (مانند ترکیه و مصر) و نفوذ قدرت‌های فرامنطقه‌ای (چین، اتحادیه اروپا و روسیه) منجر می‌شود. این مطالعه از روش توصیفی-تحلیلی بهره گرفته و با استفاده از چارچوب‌های نظری نئورئالیسم (کنت والتز)، اقتصاد سیاسی بین‌الملل (رابرت گیلپین) و نظریه دولت رانتیر، داده‌های به‌روز از آژانس بین‌المللی انرژی ، اوپک و منابع معتبر دیگر را تا سال 2025 تحلیل کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که کاهش تقاضای جهانی نفت، کشورهای نفت‌خیز را با چالش‌های اقتصادی و بی‌ثباتی سیاسی مواجه کرده، در حالی که سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر فرصت‌هایی برای ظهور بازیگران جدید فراهم آورده است. سناریوهای آینده‌پژوهی (خوش‌بینانه، بدبینانه و محتمل) نیز احتمالاتی از تطبیق سریع تا بحران ژئوپلیتیکی را ترسیم می‌کنند. این پژوهش پیشنهاد می‌کند که سیاست‌گذاران منطقه با تنوع‌بخشی به اقتصاد، تقویت همکاری منطقه‌ای و تعامل با قدرت‌های فرامنطقه‌ای، به این تحولات پاسخ دهند. نتایج این مطالعه بر ضرورت پژوهش‌های بیشتر درباره تأثیرات اجتماعی و فناوری‌های نوین تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پیامدهای ژئوپولیتیکی مهاجران افغان در ایران</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_734705.html</link>
      <description>مهاجرت گسترده افغان‌ها به ایران، یکی از طولانی‌ترین بحران‌های آوارگی جهان، ریشه در درگیری‌های مداوم، بی‌ثباتی اقتصادی و چالش‌های زیست‌محیطی افغانستان دارد. ایران بیش از چهار دهه میزبان میلیون‌ها مهاجر و پناهجوی افغان بوده و تا پیش از اخراج‌های گسترده ۲۰۲۵، جمعیت آن‌ها حدود ۴٫۵ تا ۶ میلیون نفر تخمین زده می‌شد. این پدیده پیچیدگی‌های حقوقی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روان‌شناختی ایجاد کرده است سوال پژوهش این است که حضور گسترده و بعضاً غیرقانونی مهاجران افغان چه فرصت‌ها و تهدیداتی برای ایران ایجاد کرده است؟ پژوهش بر این فرضیه استوار است که این مهاجرت فرصت‌های اقتصادی و فرهنگی را به همراه دارد؛ اما تهدیدات امنیتی و اقتصادی را نیز تشدید می‌کند. این مطالعه توصیفی-تحلیلی با مدل سوات، سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران را بررسی می‌کند. نوآوری آن یکپارچه‌سازی مدل سوات با حقوق بین‌الملل پناهندگان (کنوانسیون ۱۹۵۱، پروتکل ۱۹۶۷) و ادغام ابعاد روان‌شناختی-اجتماعی-فرهنگی در فرصت‌ها و تهدیدات است. یافته‌ها نشان می‌دهد مهاجران نیروی کار ارزان در بخش‌های کلیدی فراهم می‌کنند، غنای فرهنگی از پیوندهای مشترک ایجاد می‌نمایند و تاب‌آوری اجتماعی عرضه می‌کنند؛ اما فشار بر منابع، تنش‌های مختلف سیاسی-اقتصادی، مشکلات سلامت روان، ناهمخوانی فرهنگی تهدیدات جدی برای جمهوری اسلامی ایران به بار آورده‌اند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش هویت مکانی در تقویت کارکرد خانواده به‌مثابه بازوی هویت ملی</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_734706.html</link>
      <description>خانواده به‌عنوان هسته بنیادین جامعه، نقشی حیاتی در شکل‌دهی شخصیت فردی، انتقال ارزش‌های فرهنگی و تربیت نسل‌های آینده ایفا می‌کند. تحولات اجتماعی کنونی که با تأثیر فضای مجازی و تغییرات سریع سبک زندگی همراه است، بر لزوم تدوین سیاست‌های آگاهانه مرتبط با خانواده برای حفظ انسجام اجتماعی تأکید دارد. در این میان، هویت مکانی به‌عنوان یک سازوکار کلیدی در پرورش حس تعلق و همبستگی اجتماعی عمل می‌کند و به‌طور مستقیم هم ‌نهاد خانواده و هم هویت ملی را تقویت می‌نماید. این مقاله با اتکا به چارچوب نظری جغرافیای سیاسی قلمرو خواهی، به دنبال تبیین نقش میانجی هویت مکانی در تقویت کارکردهای خانواده و انتقال این انسجام به سطح ملی است. پرسش اصلی این است که هویت مکانی چگونه می‌تواند خانواده را در ایفای مؤثر نقش خود به‌عنوان حامل و انتقال‌دهنده هویت ملی توانمند سازد؟ با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و منابع اسنادی، این پژوهش استدلال می‌کند که خانواده به‌عنوان &amp;amp;laquo;قلمرو&amp;amp;raquo; اولیه اجتماعی-هویتی فرد با پرورش حس تعلق مکانی در مقیاس خُرد (خانه و محله)، بستر لازم را برای درونی‌سازی تعلق به قلمرو کلانِ ملت-سرزمین فراهم می‌آورد. یافته‌های کلیدی نشان می‌دهند که فرآیند &amp;amp;laquo;قلمروپردازی&amp;amp;raquo; درون خانواده، از طریق ایجاد قلمروپردازی ذهنی به‌واسطه انباشت تجارب مکانی، درونی‌سازی قواعد قلمرویی و بازتولید مرزهای هویتی-فضایی، انسجام درونی خانواده را افزایش داده و آن را به عاملی فعال برای انتقال وفاداری سرزمینی تبدیل می‌کند. درنتیجه، توصیه می‌شود سیاست‌گذاری‌های فرهنگی و فضایی بر حفظ و تقویت این پیوند سه‌گانه میان مکان، خانواده و ملت متمرکز شوند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>برمودای سقوط مادورو؛ گرداب&amp;rlm; های&amp;rlm; انرژی، ژئوپلیتیک و امنیت</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_734707.html</link>
      <description>ونزوئلا با اهمیت ژئواستراتژیک و مرکز بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده&amp;amp;rlm; ی نفت جهان، همواره مورد توجه ایالات متحده بوده است. اما در چند دهه&amp;amp;rlm; ی اخیر، این کشور برای آمریکا به یک چالش ژئوپلیتیکی تبدیل شده بود و همین باعث شد در نهایت طی یک اقدام نظامی از سوی دولت ترامپ، در ژانویه ۲۰۲۵ با ربایش نیکولاس مادورو رئیس‌جمهور ونزوئلا، دولت این کشور ساقط شود. این پژوهش با اتکا بر این فرضیه که علت این اقدام آمریکا عوامل سلسله &amp;amp;rlm;مراتبی متعددی مانند انرژی، امنیت و ژئوپلیتیک بوده است، در پی پاسخ به این پرسش است که: انرژی، ژئوپلیتیک و امنیت چگونه زمینه سقوط مادورو از سوی آمریکا را فراهم آورد؟ بر اساس رویکرد توصیفی-تحلیلی و با بهره‌گیری از داده‌های اسنادی و کتابخانه‌ای، یافته‌ها نشان می‌دهد کنترل منابع هیدروکربنی ونزوئلا، مهار نفوذ روسیه و چین در حیاط خلوت آمریکا، و بازتعریف تهاجمی امنیت بر پایه دکترین مونرو، به&amp;amp;rlm; عنوان اضلاع یک مثلث سرنوشت‌ساز، بستر لازم برای مداخله&amp;amp;rlm; ی آمریکا و سقوط مادورو را فراهم کرد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در این مثلث سقوط، جایگاه و نقش امنیت توجیه&amp;amp;rlm; کننده، انرژی ابزار و ژئوپلیتیک زیربنا و محرک اصلی بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر کارکردهای دولت مدرن بر کاهش شکافهای قومی ترکمنهای ایران (مورد: نهاد آموزش)</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_734708.html</link>
      <description>در جوامع چندقومیتی و متکثر، نهاد آموزش به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای دولت مدرن، نقشی اساسی در شکل‌دهی به هویت ملی و کاهش شکاف‌های هویتی ایفا می‌کند. این پژوهش به بررسی تأثیر آموزش عمومی رسمی در ایران بر کاهش شکاف‌های هویتی ترکمن‌ها با جامعه ملی می‌پردازد. تمرکز اصلی تحقیق بر این پرسش است که آیا نهاد آموزش توانسته است هویت محلی ترکمن‌ها را با هویت ملی ایران همسو کند یا خیر. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش‌های کیفی، تحلیل اسناد رسمی و داده‌های تاریخی&amp;amp;ndash;آماری، روند گسترش آموزش عمومی در ترکمن‌صحرا را از دوره آموزش سنتی و مذهبی تا دوره‌های پهلوی و جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد که آموزش عمومی، از طریق گسترش سواد، آموزش زبان فارسی، انتقال تاریخ و نمادهای ملی و فراهم‌سازی امکان تحرک اجتماعی، نقش مهمی در کاهش شکاف‌های نهادی و ادراکی ترکمن‌ها ایفا کرده است. با این حال، این فرایند به حذف هویت ترکمنی منجر نشده، بلکه موجب بازتعریف آن در قالب هویتی چندلایه و ترکیبی شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که آموزش عمومی شرط لازم همگرایی ملی بوده، اما تحقق همبستگی پایدار مستلزم تکمیل آن با سیاست‌های آموزشی چندفرهنگی و به‌رسمیت‌شناسی هویت‌های محلی است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بازدارندگی کشورهای ساحلی در برابر قدرت چین در دریای چین جنوبی</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_734711.html</link>
      <description>چین دارای منافع استراتژیک و مهمی در دریای چین جنوبی است. این موضوع باعث شده تا پکن نه تنها اقدام به ساخت پایگاه‌های دریایی و مدرن‌سازی نیروهای نظامی خود نماید؛ بلکه قلمروی نفوذ خود را در دریای چین جنوبی و آب‌های پیرامونی نیز گسترش دهد. رفتار قاطعانه چین و نظامی‌سازی آب‌های دریای چین جنوبی، تهدیدی استراتژیک برای کشورهای ساحلی و ایالات متحده محسوب می‌شود که این امر باعث واکنش این کشورها و حضور گسترده واشنگتن در منطقه جهت ایجاد بازدارندگی در مقابل قدرت پکن در شرق آسیا شده است. سؤال اصلی پژوهش این است که کشورهای ساحلی برای ایجاد بازدارندگی در برابر قدرت چین در دریای چین جنوبی دست به چه اقداماتی زده‌اند؟ یافته‌های مقاله این است که کشورهای ساحلی دریای چین جنوبی، در پاسخ به ادراک تهدید فزاینده از قدرت‌نمایی دریایی چین، راهبرد بازدارندگی خود را عمدتاً در قالب موازنه بیرونی تدافعی و از طریق ائتلاف‌سازی گزینشی و سلسله‌مراتبی با ایالات متحده آمریکا دنبال می‌کنند. شدت و ترکیب این راهبرد، تابع مستقیمی از میزان ادراک تهدید هر کشور و محاسبه هزینه-فایده ناشی از تقابل با چین است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد؛ چین به‌دلیل منافع راهبردی خود در دریای چین جنوبی، اقدام به احداث جزایر مصنوعی و ایجاد پایگاه‌های نظامی کرده است. این اقدامات به‌عنوان تهدیدی استراتژیک برای کشورهای ساحلی و ایالات متحده تلقی می‌شود. در این میان، ایالات متحده با تقویت حضور منطقه‌ای و گسترش همکاری با هم‌پیمانان خود، در صدد جلوگیری از تغییر معادلات قدرت به نفع چین در شرق آسیا برآمده که این موضوع می‌تواند منجر به تضعیف جایگاه و انزوای پکن در منطقه شود. برای تحلیل داده‌های پژوهش از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. روش جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات نیز کتابخانه‌ای و اینترنتی است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>جغرافیای جدید صنعتی و توسعه درون‌زای منطقه‌ای: شکلگیری موافقتنامه تجارت آزاد صنعتی ایران و ترکیه</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_734713.html</link>
      <description>مقاله حاضر در چارچوب نظریه‌های جدید تجارت با رویکرد معیارها و شاخص‌های تجارت درون صنعت، به امکانسجی برقراری موافقتنامه تجارت آزاد بین ایران و ترکیه از طریق شناسایی زمینه‌های سرمایه‌گذاری مشترک صنعتی می‌پردازد. مطابق نتایج مطالعه با وجود ظرفیت‌ها و قابلیت‌های صنعتی متنوع‌ و فراگیر ایران ‌و ترکیه در صنایع، شکل‌گیری موافقت‌نامه تجارت آزاد کامل‌و سراسری برای تمام صنایع‌، در گام نخست پیشنهاد نمی‌شود. زیرا علیرغم قابلیت‌های صنایع، غلبه نگاه حمایت‌گرایانه سراسری بر اغلب صنایع در اقتصادایران، امکان اجرای آزادسازی حتی در سطح بخشی را غیرممکن می‌سازد. از این‌رو ضروری است قبل از آزادسازی تجاری در قالب انعقاد موافقت‌نامه تجارت آزاد نسبت به آماده‌سازی صنایع دارای مزیت رقابتی در مقایسه با صنایع مشابه ترکیه اقدام شود. همچنین امکان توسعه تجارت درون صنعت در دیگر صنایع نیز مورد بررسی قرار گیرد. علاوه بر آن صنایع فاقد رقابت‌پذیری نیز شناسایی شوند.در این مطالعه سعی شده که با درک واقعیات اقتصاد صنعتی و تجاری دو کشور، آن‌دسته از صنایع که امکان بیشتری در جهت حذف حمایت تعرفه‌ای دارند، معرفی شوند. بر این اساس، بر مبنای مزیت‌های نسبی‌و رقابتی تولیدی‌و صادراتی هر دو کشور، صنایع دارای پتانسیل آزادسازی تجاری، در مور ایران و ترکیه معرفی شده است.پیشنهاد می‌شود با هدف دستیابی به موافقت‌نامه تجارت آزاد در بلندمدت، حرکت به سمت آزادسازی تجاری از طریق کاهش سطوح تعرفه‌ای از سوی دو طرف تجاری ابتدا در گام نخست در قالب گسترش و تعمیق موافقت‌نامه تجارت آزاد بخشی دنبال شودو آنگاه در تداوم در گامهای بعدی در بلندمدت به برقراری موافقتنامه تجارت آزاد سراسری در صنایع اندیشید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتباط میان حکمرانی ضعیف و رشد تروریسم در عراق</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_734714.html</link>
      <description>این پژوهش در بستر اقتصاد سیاسی به بررسی ارتباط میان حکمرانی ضعیف و تروریسم در عراق، با تأکید بر دوره پس از سقوط صدام حسین می‌پردازد. با توجه به تاریخچه پرتنش و پیچیده عراق، این کشور به عنوان یک مورد مطالعاتی ایده‌آل برای تحلیل نحوه تأثیرات سیاست‌های اقتصادی، نابرابری‌های اجتماعی و دگرگونی‌های سیاسی بر افزایش تروریسم به حساب می‌آید. هدف این پژوهش شناسایی عوامل اقتصادی و سیاسی مؤثر بر بروز تروریسم در عراق از زمان سقوط رژیم صدام حسین تاکنون است. حال باتوجه به موارد مذکور این پژوهش با استفاده از روش کیفی و با رویکرد توصیف و تحلیل در نظر دارد تا به پرسش پژوهش یعنی؛ تحولات اقتصادی و سیاسی در عراق پساصدام، چگونه بر افزایش یا کاهش فعالیت‌های تروریستی در این کشور تاثیر گذاشته است؟ پاسخ دهد. شایان ذکر است که این پژوهش تلاش می‌کند این فرضیه را بررسی کند که وضعیت اقتصادی با افزایش فعالیت‌های تروریستی در عراق مرتبط است. براساس این فرضیه، ناکارآمدی نهادهای سیاسی و اقتصادی، به استمرار خشونت و شکل‌گیری گفتمان‌های افراطی دامن زده‌ است. در نهایت با تحلیل داده‌های کیفی اینطور بر آورد شده است که شرایط اقتصادی ضعیف نظیر بیکاری، فقر و عدم ثبات سیاسی، به عنوان عامل تسهیل‌کننده‌ای برای ظهور و گسترش گروه‌های تروریستی عمل می‌کند. این شرایط نه تنها موجب احساس ناامیدی در میان جوانان می‌شود، بلکه زمینه‌ساز جذب نیروهای تازه‌نفس برای گروه‌های ناراضی می‌گردد. بنابراین بهبود شرایط اقتصادی می‌تواند به کاهش فعالیت‌های تروریستی کمک شایانی کرده و ثبات و امنیت را در این کشور تقویت کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نشانه‌شناسی قدرت در فضای شهری: مطالعه تغییر نام‌ها و دگرگونی دلبستگی مکانی در اهواز</title>
      <link>https://nrpg.lu.ac.ir/article_734715.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی و تبیین پیامدهای تغییرات پیاپی و برنامه‌ریزی‌نشده‌ نام‌ها و نشانه‌های جغرافیایی بر ابعاد هویت مکانی در کلانشهر اهواز انجام شد. در این راستا، پژوهش به‌طور مشخص تأثیر این تغییرات را بر چهار بُعد کلیدی شکل‌دهنده‌ی دلبستگی مکانی ـ حافظه تاریخی، پیوندهای اجتماعی، عواطف فردی و جمعی، و رویدادهای محلی ـ  مورد سنجش قرار داد تا مکانیسم‌های تأثیرگذاری تغییر نام‌ها به عنوان یک کنش نمادین قدرت بر تضعیف حس تعلق شهروندان و ایجاد گسست در هویت شهری را تحلیل نماید. روش تحقیق از نوع توصیفی ـ تحلیلی بوده و جامعه‌ آماری پژوهش را 50 نفر از متخصصان و خبرگان حوزه‌های شهری تشکیل می‌دهند که به روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی انتخاب و با پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته مبتنی بر چهار بُعد مذکور مورد بررسی قرار  گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد نام‌های منحصربه‌فرد با میانگین ۵۴/۴ و ثبات نام‌ها با میانگین ۶۴/۴ بیشترین تأثیر را در شکل‌دهی به هویت مکانی دارند. در مقابل، تغییرات مکرر نام‌ها با میانگین ۰۰/۲ موجب سردرگمی شهروندان شده است. از سوی دیگر، نام‌ها و نشانه‌های جغرافیایی با میانگین ۶۸/۴ نقش حیاتی در ایجاد همبستگی اجتماعی ایفا می‌کنند، اما میزان توجه به سلایق شهروندان در نام‌گذاری‌ها با میانگین ۳۶/۱ کمترین امتیاز را کسب کرده است. همچنین رویدادهای فرهنگی با میانگین ۴۶/۴ بیشترین تأثیر را بر دلبستگی مکانی دارند. به طور کلی، نتایج حاکی از آن است که تغییرات پیاپی نام‌ها و نشانه‌های جغرافیایی از طریق ایجاد گسست در حافظه جمعی و تضعیف روابط عاطفی، منجر به کاهش حس تعلق مکانی و بی‌هویتی شهری می‌شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
