سیاست همسایگی و شرقگرایی یک راهبرد استراتژیک در سیاست خارجی ج.ا.ا محسوب میشود که بهعنوان فضایی مجزا و در تقابل با هژمونیگرایی آمریکا و کشورهای غربی در نظر گرفتهشده است. این تحقیق به بررسی علت اساسی توجه و اهمیت دادن به سیاست همسایگی و نمودهای آن در سیاست خارجی میپردازد. این مطالعه با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، به بررسی عناصر کلیدی مانند ایجاد موازنه با غرب، تغییرات در جریانهای مالی از غرب به آسیا، وابستگی آمریکا به تحریمهای اقتصادی، تحولات ژئوپولیتیک، از جمله تغییر در اتحادهای سنتی خاورمیانه، ظهور بازیگران غیردولتی و فراملی، پیمان ابراهیم و تقابل با محور مقاومت، بحران غزه و بحران سوریه و تأکید بر چندجانبهگرایی و امنیت منطقهای میپردازد. یافتهها نشان میدهند که این عوامل به طور جمعی مهمترین علت اتخاذ سیاست همسایگی و شرق گرایی جمهوری اسلامی ایران هستند که امکان همراستایی با کشورهای همسایه در مسائل بینالمللی را در میان محدودیتهای قابل توجهی که نظام بینالمللی و محیط منطقهای ایجاد نموده، فراهم میآورند. در نهایت، این تحقیق پتانسیل سیاست همسایگی ایران را برای مقابله با این چالشها و بهبود روابط خارجیاش مورد تأکید قرار میدهد.