گذار انرژی ، بهعنوان فرآیندی جهانی برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و حرکت به سمت منابع پایدار، تأثیرات گستردهای بر موازنه قدرت در خاورمیانه دارد. این پژوهش با هدف بررسی این تأثیرات، به تحلیل چگونگی تغییر ساختار قدرت در منطقهای میپردازد که بهطور سنتی به منابع نفت و گاز وابسته بوده است. سؤال اصلی پژوهش این است که گذار انرژی چگونه بر موازنه قدرت در خاورمیانه اثر میگذارد؟ فرضیه مطرحشده این است که این گذار با کاهش قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی کشورهای نفتخیز (مانند عربستان سعودی و ایران)، به تضعیف هژمونی سنتی آنها و تقویت بازیگران جدید (مانند ترکیه و مصر) و نفوذ قدرتهای فرامنطقهای (چین، اتحادیه اروپا و روسیه) منجر میشود. این مطالعه از روش توصیفی-تحلیلی بهره گرفته و با استفاده از چارچوبهای نظری نئورئالیسم (کنت والتز)، اقتصاد سیاسی بینالملل (رابرت گیلپین) و نظریه دولت رانتیر، دادههای بهروز از آژانس بینالمللی انرژی ، اوپک و منابع معتبر دیگر را تا سال 2025 تحلیل کرده است. یافتهها نشان میدهند که کاهش تقاضای جهانی نفت، کشورهای نفتخیز را با چالشهای اقتصادی و بیثباتی سیاسی مواجه کرده، در حالی که سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر فرصتهایی برای ظهور بازیگران جدید فراهم آورده است. سناریوهای آیندهپژوهی (خوشبینانه، بدبینانه و محتمل) نیز احتمالاتی از تطبیق سریع تا بحران ژئوپلیتیکی را ترسیم میکنند. این پژوهش پیشنهاد میکند که سیاستگذاران منطقه با تنوعبخشی به اقتصاد، تقویت همکاری منطقهای و تعامل با قدرتهای فرامنطقهای، به این تحولات پاسخ دهند. نتایج این مطالعه بر ضرورت پژوهشهای بیشتر درباره تأثیرات اجتماعی و فناوریهای نوین تأکید دارد.