پژوهش های نوین سیاست جغرافیایی

پژوهش های نوین سیاست جغرافیایی

مؤلفه‌های گفتمانی واگرایی سرزمینی شیخ خزعل در خوزستان(1299- 1303) در جهت کسب خودمختاری در مواجهه با تمرکزگرایی حکومت پهلوی اول

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
عضو هیئت علمی دانشگاه یزد
10.22034/nrpg.2026.2081124.1069
چکیده
شناخت عملکرد گفتمانی نیروهای سیاسی در هویت بخشی به واگرایی سرزمینی در قالب طلب خودمختاری و یا جدایی طلبی یکی از رویکردهای مورد مطالعه در ژئوپلیتیک انتقادی می‌باشد. به ویژه از منظر "لاکلا" و "موفه" واگرایی سرزمینی به مثابۀ یک متن ژئوپلیتیک؛ در مقطعی از تاریخ و در ذیل یک گفتمان متمایز مشروعیت یافته و در تمایز با گفتمان ملی گرا و سراسربین معنا می‌یابد. در این راستا با وقوع کودتای 1299 و کوشش پهلوی اول در برقراری حکومت متمرکز؛ مجموعه‌ای از نیروهای خودمختار منطقه‌ای در ایران به مثابه حامیان تداوم الگوی حکمرانی ملوک الطوایفی به معارضۀ با قلمروزایی گفتمان تمرکزطلبی پهلوی اول پرداختند. از جمله یکی از رهبران محلی خوزستان به نام شیخ خزعل با هم‌ارزی مجموعه‌ای از مؤلفه‌ها و شکل‌دهی به دال مرکزی خودمختاری خوزستان کوشید اقدام به قلمروسازی بر علیه تمرکزطلبی پهلوی اول نماید. در این پژوهش کوشش گردیده ضمن مراجعه به مستندات تاریخی و در چارچوب دیدگاه لاکلائو و موفه چگونگی مفصل‌بندی گفتمان شیخ خزعل جهت مشروعیت بخشی به این قلمروسازی در خوزستان واکاوی گردد. یافته‌های تحقیق نمایان گر آن است که در این گفتمان کارایی خودمختاری منطقه‌ای در ایران مبتنی بر قانون اساسی مشروطه و در چارچوب حکمرانی ملوک الطوایفی پادشاهی قاجار مورد تأکید قرار گرفت و تمرکزگرایی پهلوی اول منافی دمکراسی و قانون اساسی مشروطه تعبیر گردید. همچنین الگوی زمینه‌مندی روابط شیخ خزعل با بریتانیا نیز به گونه‌ای هم ارز گردید که تا سال 1303 خودمختاری خوزستان تحت رهبری خزعل توسط این قدرت استعماری مورد تائید و تقویت قرار ‌گرفت.
کلیدواژه‌ها