گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد.
10.22034/nrpg.2026.2087137.1087
چکیده
بحرانهای ژئوپلیتیکی فلسطین و میانمار از پیوند همزمان سه مؤلفه منابع طبیعی، آرایش قومی ـ مذهبی و پیامدهای انسانی نیرو میگیرند، با وجود این، بخش مهمی از تحلیلهای موجود هر یک از این مؤلفهها را جداگانه بررسی کرده و از تبیین رابطه علّی میان کنترل سرزمینی، محرومسازی جمعیتی و بازتولید خشونت سیاسی بازماندهاند. پژوهش حاضر با هدف تبیین تطبیقی سازوکارهای تشدید منازعه در فلسطین و میانمار، میکوشد نشان دهد که چگونه منابع حیاتی و راهبردی، هنگامی که در پیوند با شکافهای هویتی و سیاستهای امنیتی قرار میگیرند، به عامل استمرار بحران و مانع شکلگیری صلح پایدار تبدیل میشوند. روش پژوهش بر رویکرد تطبیقی ـ تحلیلی و واکاوی کیفی دادههای مرتبط با کنترل منابع، ترکیب قومی و مذهبی، الگوهای سرکوب و پیامدهای انسانی استوار است و اعتبار تحلیل از طریق مقایسه میان دو نمونه متفاوت اما برخوردار از منطق مشترک منازعهزایی جغرافیایی و هویتی تأمین میشود. یافتهها نشان میدهد که در فلسطین، کنترل منابع آبی و زمینهای کشاورزی در امتداد گسترش شهرکسازی و محدودسازی دسترسی فلسطینیان به منابع زیستی، فقر، نارضایتی عمومی و تداوم منازعه را تقویت کرده است، در حالی که در میانمار، تمرکز منابعی چون نفت، گاز و سنگهای قیمتی در مناطق برخوردار از تنوع قومی، همراه با سیاستهای سرکوبگرانه علیه اقلیتهایی مانند روهینگیا، خشونت سازمانیافته و آوارگی گسترده را تشدید کرده است.