بحران اوکراین و تهاجم روسیه به این کشور از مهمترین بحرانهای پس از جنگ جهانی دوم در اروپا است که محل نزاع قدرتهای بزرگ و منطقهای شده است. تلاش ترکیه برای ایفای نقش به عنوان حلال مشکل در بحران اوکراین و عدم قطع رابطه با روسیه، ناشی از استراتژی محافظهکارانه ترکیه در این جنگ است. این رویکرد باعث ایجاد ابهام راهبردی شده و بهعنوان فاصله گرفتن آنکارا از متحدان غربی خود تعبیر میشود. از آنجایی که ترکیه متوجه شده است تشدید جنگ، رابطه این کشور با ناتو را پیچیده میکند، سعی میکند بر روابط خوب خود با اوکراین و روسیه سرمایهگذاری کند و نقش میانجی را ایفا نماید. این پژوهش با کاربست روش کیفی مبتنی بر تحلیل توصیفی و از منظر موازنه قدرت در پی پاسخ به این سؤال است که سیاست ترکیه در قبال جنگ و در رابطه با روسیه تحت تأثیر چه متغیرهایی شکلگرفته است؟ فرضیه پژوهش این است که سیاست ترکیه در قبال بحران اوکراین، سیاستی متوازن و منفعت محور است که بر مبنای متغیرهای داخلی (حزب عدالت و توسعه، فرهنگ استراتژیک، نوعثمانگرایی، هویت شرقی و ارزشهای غربی) و متغیرهای خارجی (عضویت در ناتو، اتحادیه اروپا، روابط باایالات متحده و ژئوپلیتیک متفاوت) شکل گرفته و بر همین اساس ترکیه ضمن ایفای نقش میانجیگر بین دو طرف نزاع، حمایت نظامی-امنیتی از اوکراین با توجه به عضویت در ناتو، روابط گسترده با روسیه و عدم تحریم این کشور را در دستورکار قرار داده است.