خانواده بهعنوان هسته بنیادین جامعه، نقشی حیاتی در شکلدهی شخصیت فردی، انتقال ارزشهای فرهنگی و تربیت نسلهای آینده ایفا میکند. تحولات اجتماعی کنونی که با تأثیر فضای مجازی و تغییرات سریع سبک زندگی همراه است، بر لزوم تدوین سیاستهای آگاهانه مرتبط با خانواده برای حفظ انسجام اجتماعی تأکید دارد. در این میان، هویت مکانی بهعنوان یک سازوکار کلیدی در پرورش حس تعلق و همبستگی اجتماعی عمل میکند و بهطور مستقیم هم نهاد خانواده و هم هویت ملی را تقویت مینماید. این مقاله با اتکا به چارچوب نظری جغرافیای سیاسی قلمرو خواهی، به دنبال تبیین نقش میانجی هویت مکانی در تقویت کارکردهای خانواده و انتقال این انسجام به سطح ملی است. پرسش اصلی این است که هویت مکانی چگونه میتواند خانواده را در ایفای مؤثر نقش خود بهعنوان حامل و انتقالدهنده هویت ملی توانمند سازد؟ با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و منابع اسنادی، این پژوهش استدلال میکند که خانواده بهعنوان «قلمرو» اولیه اجتماعی-هویتی فرد با پرورش حس تعلق مکانی در مقیاس خُرد (خانه و محله)، بستر لازم را برای درونیسازی تعلق به قلمرو کلانِ ملت-سرزمین فراهم میآورد. یافتههای کلیدی نشان میدهند که فرآیند «قلمروپردازی» درون خانواده، از طریق ایجاد قلمروپردازی ذهنی بهواسطه انباشت تجارب مکانی، درونیسازی قواعد قلمرویی و بازتولید مرزهای هویتی-فضایی، انسجام درونی خانواده را افزایش داده و آن را به عاملی فعال برای انتقال وفاداری سرزمینی تبدیل میکند. درنتیجه، توصیه میشود سیاستگذاریهای فرهنگی و فضایی بر حفظ و تقویت این پیوند سهگانه میان مکان، خانواده و ملت متمرکز شوند.